خلاصه رمان:
عشق، رسوایی، انتقام، هوس و یا.... مردی عاشق و اما جداییِ تلخ و قلبی که توانِ فراموش کردن معشوقه ی قدیمی را ندارد و زنی زخم خورده، تازه پا به قلب دیوانه اش نهاده و تمام تلاشش را برای به نام خود زدن آن ویرانه می کند. و کسی چه می داند عشق است یا انتقام که این زن را اینچنین حریص کرده.و مرد عاشق ما گاهی دل می بازد به عشق تازه و گاه یاد معشوق قدیمی در قلبش جان می گیرد و او را مقابلش می بیند و تنها و تنها خشونت باقی میماند. و این میان چه کسی قرار است بماند و چه کسی بسوزد و فراموش شود؟ مهبد در هجرِ عشقِ کثیفِ لادن، "سارا"ی دلباخته را در هر دم و بازدم عذاب می دهد.این میان رازها یکی پس از دیگری رو می شوند. سه دلِ شکسته... دو مردِ عاشق(مهبد و برادرش مهیار) ویک زن (سارا) که به طرزِ عجیبی واردِ زندگیِ مهبد میشود...
- نام رمان: گره های روشن
- ژانر: عاشقانه،اجتماعی
- نویسنده: عالیه جهان بین
- صفحات: 1373
خلاصه رمان:
داستان در مورد دختری به اسم تارا هست که خواهرش با پسر یه آدم کله گنده و به روایتی مافیا فرار میکنه. و برای اینکه بتونن فرار کنم مدارکی رو از پدر مافیای اون پسر میدزدن. پسر ارشد مافیا، برای پیدا کردن برادرش سراغ تارا و مادرش میاد. اما اون ها خبر ندارند. ولی کسی حرفشون رو باور نمیکنه. در نتیجه پسر ارشد مافیا که اسمش کوروش هست ، تارا رو میدزده و با خودش به هند میبره.
- نام رمان: شیطانی که دوستم داشت
- ژانر: عاشقانه،انتقامی،مافیایی،طنز
- نویسنده: رویا قاسمی
- صفحات: 967
خلاصه رمان:
داستان درباره شایان هستش که فکر میکنه مانیسا که دوستش داشته و باهاش بوده بهش خیانت کرده و با دوستش رفته و ازدواج کرده. و الان که شوهر دختری که دوستش داشته مرده برگشته تا از دختره بخاطر اینکه بازیش داده انتقام بگیره و...
- نام رمان: انتقام خشن
- ژانر: عاشقانه،انتقامی،خشن،بزرگسال
- نویسنده: Black_Thunder
- صفحات: 2429
خلاصه رمان:
سمیر بدجور عاشق جاناست و وقتی جواب منفیش را میشنود قصد دیوانه شدن دارد، که مادرش مخفیانه بخاطر پسرش در ازای ازدواج با سمیر قول میدهد که او و مادرش را تأمین کند. جانا ناگزیر میشود تا تن به عقد سمیر دهد.زندگی به کام او نمیچرخد تا اینکه لب به سیب ممنوعهی شیطان میزند و همان جا دل و قلبش به تسخیرلبان ممنوعهی شیطان زندگیش در میآید؛عشقی ممنوعه؛ عشقى آمیخته به پاکى و گناه.
- نام رمان: گناه میکنم تو را
- ژانر: عاشقانه،ازدواج اجباری
- نویسنده: شیدا زارعی
- صفحات: 1162
خلاصه رمان:
پریسا و پریا پس از هشت سال دوری یکدیگر را به طور اتفاقی در خیابان میبینند . این دیدار باعث میشود پریسا خاطراتش با پریا را که در کنار یکدیگر ولی با شرایطی بسیار متفاوت بزرگ شده مرور کند پریسا دختر کارگر خانواده ی پریا بوده و مقصر شرایط ناگواری که بر روی تمام مراحل زندگی اش از جمله تحصیل ، عشق و ازدواج و ..... سایه انداخته کسی جز خانواده پریا نمیداند. اما پس از رویارویی دوباره با پریا ، به نکات تازه ای پی می برد.
- نام رمان: گاهی برای دیدن چشم ها را باید بست
- ژانر: عاشقانه
- نویسنده: افسانه نیک پور
- صفحات: 715
خلاصه رمان:
باران دختری ۲۶ساله که بهخاطر اختلافات عمیقی که با خانوادهش داره بهاجبار از اونها جدا میشه و برای کار، ساکن شهر دیگهای میشه.اولین اشتباه باران توی ۱۶سالگی باردارشدن نامشروع از …
- نام رمان: آخرین غروب پاییز
- ژانر: عاشقانه،ازدواج اجباری،معمایی
- نویسنده: شبنم اعتمادی
- صفحات: 1836
خلاصه رمان:
مثل تمام روزهای گرم و آفتابی تیر ماہ، بانوی آسمان روی سر حیاط سایه انداخته بود. چشم به عقب گرداندم و خوب اطراف را دید زدم! خبری از مامان فهیمه و ریحانه نبود اما برای اطمینان خاطر، پاورچین پاورچین بدون دمپایی روی موزاییک های داغ قدم برمی داشتم. از ترس این که نکند یکهو حاج بابا هوس کند وسط ظهر به خانه جلوس کند، روسری حریرم را مرتب کردم… هرچند موهای بافته شدہ ام روب کمر افتادہ بود!
- نام رمان: رایحه محراب
- ژانر: عاشقانه
- نویسنده: لیلی سلطانی
- صفحات: 5249
خلاصه رمان:
آریل و الا، خواهران دوقلویی هستند که از کودکی دور از یکدیگر و در دو دنیای کاملاً متفاوت بزرگ شدهاند. زندگی آنها زمانی دوباره به هم گره میخورد که خبر مرگ خواهر بزرگترشان را میشنوند؛ مرگی که خودکشی اعلام شده، اما پرسشهای بیپاسخ زیادی پشت پرده آن وجود دارد.
آریل و الا برای فهمیدن حقیقت راهی روستایی دورافتاده میشوند؛ روستایی آکنده از افسانه و ترس، جایی که مردم باور دارند روحی نفرینشده با زمزمهی لالایی، دختران جوان را به سوی مرگ و خودکشی میکشاند.
آریل، دختری جسور، پرشور و ماجراجو، یک یوتیوبر است که با تولید محتوا علیه خرافات شهرت پیدا کرده. او که حاضر نیست روایتهای مردم روستا را باور کند، تصمیم میگیرد بماند و حقیقت پشت این افسانه را پیدا کند.
- نام رمان: لالایی پاندورا
- ژانر: عاشقانه
- نویسنده: مرجان فریدی و ساناز لرکی
- صفحات: 690
خلاصه رمان:
پسری به اسم داروین؛ پسر داستانمون رو خانوادش اصلا قبولش ندارن… در یک شب سرنوشتش عوض میشه…. تو عمارت مهمونی بزرگ برگزار می شه داروین که 15سالش بوده حالش بد میشه… صبح که پا میشه میبینه تو تخت خواهرشه اونا می گن که به خواهرش دست درازی کرده… پسر قصمون رو از خونه می ندازن بیرون اما… داروین با تمام این سختی ها و رنج ها بزرگ می شه، میشه بزرگترین تاجر ایران داروین ما میشه… شیطان، شیطانی که عاشق میشه، عاشق دختری که داره به زور باباش با پسر عموش ازدواج می کنه، داروین ما بی کار نمی مونه از جلوی آرایشگاه دختر داستان می دزده، حالاباید شیطان میتونه قلب شیطون ترین دختر دنیارو به دست بیاره…
- نام رمان: شیطان عاشق می شود
- ژانر: عاشقانه
- نویسنده: طناز رادمنش
- صفحات: 1426
خلاصه رمان:
یاس فرهمند دختری که دغدغش فقط رسیدن به آرزوهاشه و به هیچ چیزی جز درس فکر نمیکنه.
از زمان کودکی تا بزرگسالی خود را در عمارتی گذرانده که پدر و مادرش سرایدار آنجا بودن و هیچ وقت رفتار بدی ناشی از
اینکه خدمتکار بودند رو در مقابل آنها نداشتند.
آرسام پسر بزرگ خانواده، دکتر و استاد دانشکده یاس، رفتاری کاملا برادرانه و صمیمی در مقابل او داشته و گذشتی تلخ از
دست دادن نامزد خود را توسط پرهام پسر عموی نامزدش دارد.
در یکی از روز ها با پیدا شدن دوباره پرهام اینبار دورو بر یاس، ترس عجیبی آرسام را فرا می گیرد که مجبور می شود برای
نجات یاس برادر کوچک خود را در جریان این موضوع قرار دهد.
با اومدن آریو به عمارتشون طی اتفاق های هیجانی و مشکوکی که روز به روز اتفاق میوفته..
- نام رمان: عمق دریای چشمانت
- ژانر: عاشقانه
- نویسنده: زهرا گلی
- صفحات: 837